يک سال ديگه ام از عمرم گذشت ولی هنوزم هيچی ازش نفهميدم

ديروز تولدم بود .

جاتون خالی هرچی قر داشتيم خالی کرديم.

 

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۳


 

اي خوشا مستانه سر در پاي دلبر داشتن

نزد شاهين محبت بي پر و بال آمدن

سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختن

اشك را چون لعل پروردن به خوناب جگر

هر كجا نور است چون پروانه خود را باختن

آب حيوان يافتن بي رنج در ظلمات دل

از براي سود،‌در درياي بي پايان علم

گوشوار حكمت اندر گوش جان آويختن

در گلستان هنر چون نخل بودن بارور

از مس دل ساختن با دست دانش زرّ ناب

دل تهي از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

پيش باز عشق آيين كبوتر داشتن

تن بياد روي جانان اندر آذز داشتن

ديده را سوداگر ياقوت احمر داشتن

هر كجا ناراست خود را چون سمندر داشتن

زان همي نوشيدن و ياد سكندر داشتن

عقل را مانند غوّاصان، شناور داشتن

چشم دل را با چراغ جان منوّر داشتن

عار از ناچيزي سرو و صنوبر داشتن

علم و جان را كيميا و كيمياگر داشتن

 

همچو مور اندر ره همّت همي پاكوفتن

چون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن

 

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۳


به پندار تو

به پندار تو:

جهانم زيباست!

جامه ام ديباست!

ديده ام بيناست!

زيانم گوياست!

قفسم طلاست!

به اين ارزد كه دلم تنهاست؟

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۳


 

در من غم بيهودگيها مي زند موج

در تو غرور از توان من فزونتر

در من نيازي مي كشد پيوسته فرياد

در تو گريزي مي گشايد هر زمان پر

***

اي كاش در خاطر گل مهرت نمي رست

اي كاش در من آرزويت جان نمي يافت

اي كاش دست روز و شب با تار و پودش

از هر فريبي رشته عمرم نمي بافت

***

انديشه روز و شبم پيوسته اين است

((‌من بر تو بستم دل ؟

دريغ از دل كه بستم

افسوس بر من، گوهر خود را فشاندم

در پاي بتهائي كه بايد مي شكستم

***

اي خاطرات روزهاي گرم و شيرين

ديگر مرا با خويشتن تنها گذاريد

در اين غروب سرد دردانگيز پائيز

با محنتي گنگ و غريبم واگذاريد

***

اينك دريغا آرزوي نقش بر آب

اينك نهال عاشقي بي برگ و بي بر

در من،

غم بيهودگيها مي زند موج

در تو،

غروري ازتوان من فزونتر

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸۳


 

 

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸۳


 

دلم گرفته است.
دلم گرفته است...ميخاهم بگريم اما اشك به ميهماني چشمانم نمي آيد ,تنم خسته و روحم رنجور گشته و ميخواهم از اين همه ناراحتي بگريزم اما پا هايم مرا ياري نميكنند . مانند پرنده ايي در قفس زنداني گشته ام . از اين همه تكرار خسته شده ام , چقدر دلم ميخواهد طعم واقعي زندگي را بچشم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم عاشق هم بوديم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم كلمه ي دوستت دارم را هر روز از زبانت بشنوم , ولي افسوس آن كلمه كه مرا به زندگي اميدوار مي كرد هال به فرا موشي سپرده شد و جايش را تحقير گرفت .

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۳


 

دوست دارم
اگه چشمات مشكي يا عسلي دوست دارم اگه موي تو كوتاست يا كه بلند دوست دارم اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم كني هر چقدر مي خواي اذيتم بكن دوست دارم وقتي با برق چشات چشماموادب ميكني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوست دارم وقتي كه دستم ومي گيري ونازش ميكني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوست دارم وقتي كه نگام به نيمرخت عمود اين لبام دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوست دارم اگه آرزوي ناز دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوست دارم


  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۳


دوست داشتن برتر از عشق است!...

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.اما دوست داشتن پیوندی است خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.عشق بیشتر از غریزه آب می خورد,و هر چه از غریزه سر میزند بی ارزش است ودوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که روح ارتفاع دارد ,

دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.

عشق در قالب دلها , در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی , متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است , اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها , بر خلاف غریزه ها , هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری دارند ویژه خویش , می توان گفت به شماره هر روحی , دوست داشتنی است.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد اما  دوست داشتن در ورای سن و زمان و فراج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش , روز و روزگار را دستی نیست......

دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند . عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است . اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار است و سرشار از نجابت .

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است . اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود , اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب''  دیدارو پرهیز''  زنده و نیرومند می ماند اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست , دنیایش دنیای دیگریست . عشق جوششی یک جانبه است و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب می لغزد و یا همواره یک جانبه است و می ماند و گاه , میان دو بیگانه  ناهمانند , عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و همدیگر را نمی بینند , سپس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن , چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجاست که گاه , پس از جرقه عشق , عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند , احساس می کنند که همدیگر را نمی شناسند و بیگانگی

 و نا آشنایی از عشق- که درد کوچکی نیست- فراوان است.

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی به وجود می آید , در حقیقت , در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند و پس از''  آشنا شدن''  است که خودمانی می شوند دو روح , نه دو نفر که ممکن است دو نفر با هم در عین رودربایستی ها , احساس خودمانی بودن بکنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است که به سادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد- و سپس طعم خویشاوندی و بوی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگری احساس می شود و از این منزل است که ناگهان

-خود بخود- دو همسفر بچشم می بینند که به پهن دشت بی کرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و

 بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه زده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی''  ایمان''  در برابرشان باز است و نسیمی نرم و لطیف-همچون یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن , خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه دردآلود نیایشش , مناره تنها و غریب آن را به لرزه در می آورد . هر لحظه پیام الهام های تازه آسمان های دیگر را بهمراه دارد.

عشق جنون است , جنون چیزی جز خرابی و پریشانی''  فهمیدن''  و''  اندیشیدن''  نیست .

اما دوست دتشتن در اوج معراجش , از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین بلند می کند و با خود به قله اشراق می برد .

عشق زیباییهای دلخواه را در دوست می آفریند و دوست داشتن زیبایهای دلخواه را در''  دوست''  می بیند و می یابد . عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین صمیمی , بی انتها و مطلق . عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن .

 عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.

                                   

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۳


 

وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست.
نگفتم: «عزيزم، اين كار را نكن.»
نگفتم: «برگرد
و يك بار ديگر به من فرصت بده.»
وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه،
رويم را برگردانم.
حالا او رفته،و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم، مي شنوم.
نگفتم: «عزيزم، متاسفم،
چون من هم مقصّر بودم.»
چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است.»
گفتم: «اگر راهت را انتخاب كرده اي،
من آن را سد نخواهم كرد.»
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم، مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشك هايش را پاك نكردم
نگفتم: «اگر تو نباشي
زندگي ام بي معني خواهد بود.»
فكر مي كردم از تمامي آن بازي هاي خلاص خواهم شد.
اما حالا، تنها كاري كه مي كنم
گوش دادن به چيزهايي است كه نگفتم.
نگفتم: «باراني ات را درآر...
قهوه درست مي كنم و با هم حرف مي زنيم.»
نگفتم: «جاده بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.»
گفتم: «خدانگهدار، موفق باشي،
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چيزهايي كه نگفتم، زندگي كنم.

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢


 

تنها يك روز در سراسر حيات كافي ست،
نگاه از گذشته برگير و بر آن غبطه مخور،
چرا كه از دست رفته است،
در غم آينده نيز مباش،
چرا كه هنوز فرا نرسيده است،
زندگي را در همين لحظه بگذران،
و آن را چنان زيبا بيافرين كه ارزش بياد ماندن را داشته باشد.
آيدا اسكات تايلور



One day at a time – this is enough . Do not look back and grieve over the past, for it is gone; and do not be troubled about the future, for it has not yet come. Live in the present, and make it so beautiful that it will worth rememnering.
Ida Scott Taylar

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٥:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢


 

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢


شصت نكته شيرين برای ازدواج

شصت نكته شيرين درباره ي ازدواج




درباره ازدواج بسيار گفته و شنيده ايم. اما مطالبي كه در زير مي آيد شايد براي شما تازگي داشته باشد.

از ميان ضرب المثل هاي ملل مختلف و همين طور سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ايم. بسياري از اين حرف ها جنبه شوخي و مزاح دارد اما تعداد ديگري از آنها شايد وصف حال من و شما باشد! همين طور قسمت ديگري از اين گفته ها مي تواند براي عده اي حكم كليد راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)

2- مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )

3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )

4- زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )

5- زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )

6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )

7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )

8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )

9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)

10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )

12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )

13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )

15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)

16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )

17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)

18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )

19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )

20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )

23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

26- با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)

28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي خواهد. ( كريستين )

30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )

31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )

36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)

39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)

41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )

42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )

44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)

46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )

48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)

50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )

51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)

52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )

53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )

55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )

60 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )

با تشكراز گروه خوب آيسان كافي




--------------------------------------------------------------------------------

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٢


 

بی تو، مهتاب شبي، باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خيره بدنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
درنهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه: شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشهماه فرو ريخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل وسنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ.
يادم آيد: تو به من گفتي:
-« از اين عشق حذر كن!
لحظهاي چند بر اين آب نظر كن.
آب، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت بنگاهي نگران است
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني،چندي ازاين شهر سفر كن!»
با تو گفتم: « حذر از عشق؟ – ندانم
سفر از پيش تو، هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم،نه گسستم.
باز گفتم كه:تو صيادي و من آهوي دشتم
تا بدام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم»!
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت…
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه: دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم، نرميدم.
رفت در ظلمت غم،آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نكني ديگر از آن كوچه گذر هم…
بي تو، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٢


 

سلام خانو ما روزتان مبارکدوستتان دارم

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٢


....................

ای کاش ابر بودم و شب وروز می گريستم و اشکهايم را به زمين ميبخشيدم

ای کاش سوار سپيد پوش خاطرات بودم و در ذهن ها زندگی ميکردم

ای کاش نگاه بودم و در عمق هستی لحظه ها را می گذراندم تا در عمق وجودم نفس بکشند

ای کاش شکوفه ای بودم تا با نفس باد متولد ميشدم و فصول زندگی را شکوفه بار تجربه ميکردم

ای کاش رنگ بودم ودر ژرفای يکرنگی ها فرو ميرفتم

و کاش مثل واژه درخت با خزان زرد ميشديم و در کنار دانه های ريز برف خشک ميشديم ...سرد ميشديم و مثل واژه درخت با بهار سبز ميشديم..............

ای کاش..............................

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٢


 

سالها با نگاهت صحبت کردم و افسوس نميدانستم که چشمانت ناشنوايند.

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٢


 

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٢


 

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ امرداد ،۱۳۸٢


 

•دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

•هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد وکسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

•اگر کسی تو را آن طور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

•دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

•بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

•هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.

•تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

•هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

•شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را و به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گذار باشی .

•به چیزی که گذشت غم مخور و به آنچه پس از آن می آید لبخند بزن .

•همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن وفقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده دوباره اطمینان نکنی .

•خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آن که شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .

•زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیز ها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٢


 

دير است....دير....

برای عاشق شدن....

برای تو...

و برای من که جز نگاه تو....

ديگرهيچ ندارم....

تا به ديوار اتاقم بياويزم...

چه زود عاشق شدم....

دلم آيينه قديمی ام را می خواهد....

که در آن...هر روز....

هزار بار ترا می ديدم...

و اکنون تصوير تو را که هر روز...

هزار بار در حال کمرنگ شدن است....

دلم عشق می خواهد....

دلم تو را می خواهد...

دير است...دير...

برای عاشق شدن...برای تو...

برای منی که می دانم....

بيش از تو به عشق محتاجم.....

  
نویسنده : آرزو د ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ تیر ،۱۳۸٢